زندگی نامه ی حضرت آيت الله ميرزا علي اكبر مرندي رحمت الله علیه
ولادت
تحصيلات
بسم الله الرحمن الرحيم
قرآن با زبان فطرت صحبت ميكند و هر كس با توجه به استعداد خودش از آن بـهره ميگيرد؛ جدا از مسأله امتيازات شخصي از ظواهر اين عالم كه هر كس دارد (هيكل و ثروت و مقام و سواد و ...). ممكن است حتي چوپاني بيسواد در بيابان، همان خوابيدن را با آن پاكيزگي فطرت خود عميقتر توجه ميكند. تمام وجودش در اينكه صفر و هيچ است و قدرتي بر او حكومت ميكند، بيشتر درمييابد. اي بسا باسوادي كه آن سواد را براي خود امتيازي ميداند، همين امتياز دانستن نميگذارد توجه و دقت به فطرت داشته باشد و همين مقدار مشغول زاويه انحرافي شده و نور مستقيم فطرت دقيقاً بر آن نقطه نميتابد و لذا هيچ تأثيري هم برايش ندارد.
خداوند در تعريف خواب، چه اسرار آميز تعريف ميكند كه...........
پيامبر را نمىتوان با الفاظ و سخنان ناقص انسانهاى ناقصتوصيف و تعريف كرد.
او هرگز در اين واژهها نمىگنجد و فراتر از آن است. انسانكاملى كه تمام افلاك و موجودات را خدا به خاطر او آفريد واگر او نبود، هيچ چيز نبود. «لولاك لما خلقت الافلاك» و الاانسانى كه تا قاب قوسين او ادنى بالا رفت و به جايى رسيد كهجبرئيل آن ملك مقرب و واسطه وحى الهى به آنجا هرگز نرسد وبا صراحتبه او عرض كرد: اگر يك مو بالاتر روم به نور تجلىبسوزد پرم. ولى رسول الله رفت و به جايى رفت كه نه در خرد آيدو نه بر ورق نگاشته شود و نه حتى در وهم وخيال! اوست كسى كهخدايش دربارهاش فرمود: «و انك لعلى خلق عظيم»شرايط رهبرى
دو شرط اساسى
شرايطى كه براى زمامدار ضرورى است مستقيماً ناشى از طبيعت طرز حكومت اسلامى است. پس از شرايط عامه مثل عقل و تدبير، دو شرط اساسى وجود دارد كه عبارتند از:سخنرانی آیت الله مصباح یزدی
بسم الله الرحمن الرحيم
ولايت فقيه، محور حاکميت اسلام و ضامن تحقق عدالت و پيشرفت
يازدهمين همايش رابطين دفتر پژوهشهاي فرهنگي
قم ـ 22/07/88
الحمدلله رب العالمين و الصلوة و السلام علي سيد الانبياء و المرسلين حبيب اله العالمين ابي القاسم محمد و علي آله الطيبين الطاهرين المعصومين. اللهم کن لوليک الحجة ابن الحسن صلواتک عليه و علي آبائه في هذه الساعة و في کل ساعة ولياً و حافظاً و قائداً و ناصراً و دليلاً و عيناً حتي تسکنه ارضک طوعاً و تمتعه فيها طويلا.
بيان موضوع و اجمال بحث
قبل از هر چيز فرا رسيدن ايام سوگواري حضرت امام جعفر صادق ـعليه السلامـ را به پيشگاه مقدس ولي امر ـعجل الله تعالي فرجهـ و نائب شايسته اش حضرت آيت الله العظمي خامنه اي تسليت عرض ميکنم. موضوع بحث «ولايت فقيه، محور حاکميت اسلام و ضامن تحقق عدالت و پيشرفت» تعيين شده است. در اين عنوان سه مفهوم کليدي وجود دارد : ولايت فقيه، عدالت، و پيشرفت. اول به مفهوم پيشرفت ميپردازم و توضيح کوتاهي عرض ميکنم، بعد به ارتباط پيشرفت با عدالت و نهايتاً نقش ولايت فقيه در تحقق آنها خواهيم پرداخت.
براى يافتن دلايل شهادت امام حسن(عليهالسلام) بايد به تعارض جبهه حق و باطل توجه كرد نه تعارضات قبيلهاى و ... .
الف - نسبت به امام
امام حسن مجتبي عليه السلام
1- پيمانشكنى
معاويه حتى نتوانست يا نخواست براى ايامى چند هدف اصلى خود از جنگ با امام را برملا نسازد و به اين ترتيب پرده از هدفى برداشت كه آشكارترين دليل بر سازشناپذيرى دو جبهه بود. علامه مجلسى در اين باره مىنويسد:
"چون صلح منعقد شد، معاويه متوجه كوفه شد تا آن كه روز جمعه به نُخيله رسيد. در آنجا نماز گزارد، و خطبهاى خواند، در آخر خطبهاش گفت: من با شما جنگ نكردم براى آن كه نماز برپا كنيد يا روزه بگيريد يا زكات بدهيد وليكن با شما جنگ كردم كه
به نام خدا
گاهی اوقات که با خودم فکر می کنم و به سیر تاریخی شهرستان مرند ، بعد از انقلاب می اندیشم ؛ غم و غصه وجودم را فرا می گیرد . البته منظورم از این سیر ، روال روی کار آمدن مدیران ارشد این دیار می باشد.شاید شما هم با من در این جهت هم عقیده باشید که مرند در طول این 20 سال اخیر ، روی یک مسئول اجرایی متعهد و کاردان ، به خود ندیده است.
برای صدق این گفتار ، کافی است مروری اجمالی بر گذشته و وضعیت فعلی شهر بیندازید. بنده در این یادداشت مختصر ، قصد ندارم وقایع تلخ گذشته را بازخوانی کنم ( که البته به موقع خودش این کار را خواهم کرد ؛ چون ثمرات فراوانی دارد) ؛ بلکه در نظر دارم پاسخ این سوالی را که از قدیم ذهنم را به خود مشغول کرده است را بیابم. و آن پرسش این است که علت این همه نا بسامانی در روند روی کار آمدن چنین مدیران و مسئولان ، چیست؟
بخصوص وقتی میبینم که نماینده شهرمان جناب آقای سازدار(که از جانب صدها هزار شهروند در جهت دفاع از اسلام ناب محمدی و ولایت فقیه و آرمانهای انقلاب و حقوق ملت ، خاصه مردم این شهرستان، وکیل میباشد)، در وظایف مهم خود کوتاهی میکند و پا بر خون شهدای این مرز و بوم گذاشته و شکر این همه نعمت را بجای نمی آورد و بخصوص در این ایام فتنه صدایی از او به گوش نمیرسد،دلم بیشتر آزرده می گردد.
نکته دیگر اینکه آیا ایشان هنوز از رئیس محترم جمهورمان جناب آقای دکتر محمود احمدی نژاد ، طرز برخورد با مردم را یاد نگرفته اند.چرا از مردم فراری هستند.
چرا فقط موقع رأی گیری در میان مردم و مساجد و هیئتهای مذهبی رویت می شوند.دریغ از یک ذره ایمان و تقوا.
بنده به عنوان یک شهروند به ایشان پیشنهاد می کنم کمی در عقاید و جهان بینی خودشان تجدید نظر کنند.
نامه 53 نهج البلاغه را منشور عمل و رفتار خودشان قرار دهند.
ارتباط خود با موکلان خودشان را هم در محیط بیرونی و بصورت حضوری و هم از طریق فضای مجازی اینترنت و سامانه های اطلاع رسانی دیجیتال برقرار کرده و بیشتر کنند.
مناسب دیدم فرمایش مقام معظم رهبری حضرت آیت الله العظمی خامنه ای را که در دیدار با مسئولین دولتی ایراد فرموده اند را ذکر کنم به امید اینکه این فرمایشات را آویزه گوش قرار داده و جامه عمل بر آنها بپوشانیم.
« توصيههائى كه داريم، من كوتاه عرض ميكنم. يك توصيه همين مسئلهى توكل و توجه به خداى متعال است، براى اينكه باطن خودتان و دل خودتان را بتوانيد مستحكم و قوى نگه داريد. اين شرط اول است. واقعاً اگر ما در درون خودمان، ساخت درونى محكم باشد، هيچ مشكل بيرونى نخواهد توانست بر ما فائق بيايد. بايد دل را، باطن را آنچنان محكم كرد كه بر همهى كاستىها و كمبودهاى ظاهرى و جسمانى و محيطى فائق بيايد. اين هم با توكل به خداى متعال و با توجه به خداى متعال حاصل خواهد شد، بدانيد. من در زمينهى توكل به خدا و اميد به آينده دو تا نكته را عرض بكنم:
يكى اينكه بدانيد سر راه، مشكلات خيلى زياد خواهد بود، توطئهها خيلى زياد خواهد بود؛ عليه شماها، عليه اين دولت و در باطن عليه اين نظام. خيلى فكرها هست، خيلى تلاشها و توطئهها هست و آماده باشيد براى مواجههى با انواع و اقسام بدخواهىها و بددلىها و بدبينىها كه اثرش هم در بيرون بروز خواهد كرد. اين نكتهى اول.
نكتهى دوم اينكه بدانيد كه فرصتهاى ما و اميدهاى ما بيش از اين مشكلات است. يعنى حقاً حقاً، هم توانائىها، هم فرصتها، هم درهاى باز و فتوحات الهى در مقابل، بمراتب بيشتر از اين مشكلاتى است كه عرض كردم؛ حجمش هم خيلى زياد است. بنابراين با توكل به خداى متعال اين مشكلات را بر خودتان آسان كنيد. اين توصيهى اول.
دوم، ادامهى رويكردهاى اساسىِ قبلى اين دولت است؛ چون اين دولت ادامهى دولت قبل است ديگر. شما رويكرد عدالت داشتيد. از مسئلهى عدالت دست برنداريد؛ اين قضيهى عدالت را دنبال كنيد. و مسئلهى فسادستيزى، حمايت از طبقات ضعيف، سادهزيستى، نگاه به مناطق دوردست و محروم، توجه به مشكلات گوناگون مردم. اينها اصولى است كه اگر رعايت بشود و بر اينها پاى فشرده بشود، هم خدا را راضى ميكند، هم مردم را از هر مسئول و از هر نظامى خشنود و دلشاد ميكند. اينها را ادامه بدهيد».
حرف برای گفتن زیاد است. امیدوارم خداوند همه ما را به وظایفمان آشنا گرداند و توفیق عمل و خدمتگذاری عنایت فرماید.
انسان شناسى و جهان شناسى غرب كه فرع بر غفلت از معرفت شهودى ذات است، شعارهاى نوينى را در فرهنگ علوم انسانى و سياسى غرب مطرح مى كند كه در تاريخ بشر بى سابقه است. در نتيجه فرهنگ و تمدن و ساختِ اجتماعىِ جديدى را كه متناسب با آن است، ايجاد مى كند.
«اومانيسم» به معناى اصالت بشر مى باشد كه به مكتب آدميت و انسانيت و بشريت نيز ترجمه شده است و از شعارهاى محورى فرهنگ غرب است; زيرا آدمى تا زمانى كه متوجه غيب و ساحتى از هستى است كه محيط بر اوست، واقعيت خود را در پناه پيوند با او جست و جو مى كند و شناخت حقيقى خود و جهان را در پرتو شناخت و معرفت او ممكن و ميسر مى داند. اين معرفت، دانشى شهودى است كه ...

اگر تلفن همراه داشته باشید حتما این مسأله را تجربه کرده اید که به محض اینکه پیامکی برایتان ارسال می شود،فورا آن را باز می کنید تا از محتوای آن مطلع گردید.حس کنجکاو شما با به صدا آمدن آهنگ سیستم پیامک، تحریک شده و شما را وادار می سازد تا از پیامی که فرستاده شده است با خبر گردید.احتمال دارد اصلاً مطلب قابل توجهی در پیامک نباشد ، ولی تا زمانی که از درون این پیغام کوتاه آگاه نگردید ، آرام نمی شوید.گویا چیزی گم کرده اید و نگران هستید.با وجود اینکه این وضعیت روحی و حالت درونی ، در ما هست ، ولی در یک مورد این روحیه کنجکاوی ، ما را بسوی کشف حقیقت رهنمون نمی سازد. و آن مورد ، پیام مهم و مفصلی است که از طرف مبدأ عالم و آفریدگار جهان ، برایمان ارسال شده است. چنان نسبت به این نامه بی توجه و بی اهمیت هستیم که گویی اتفاق خاصی روی نداده و کتابی برای ما فرستاده نشده است. چرا به اندازه یک پیام کوتاه ، برای قرآن به این عظمت (که پیرامون حقیقت انسان)سخن می گوید ، ارزش قائل نیستیم.با خیال راحت به کارهای روزانه خود مشغولیم و از این واقعیت بسیار مهم که مربوط به سرنوشت ماست ، غافل و بی اعتنا.خداوند به احترام این ماه مبارک ما را از این غفلت و تاریکی نجات کرامت فرماید.
آمین یا رب العالمین.

به مناسبت حلول ماه مبارک رمضان ، خوب است در مورد کتاب شریف قرآن ، مباحثی مطرح شود شاید درمان امراض روحی و قلبی مان را بیابیم و درصدد علاج آن قدمی برداریم.
اگر انسان به یک فیلم سخنرانی که فقط تصویر آن را میبیند و از شنیدن صدای آن بی بهره است،آیا از تماشای آن فیلم ، لذت میبرد؟البته جواب،منفی است.و پای تماشای این فیلم نشستن ، خسته کننده خواهد بود. و استفاده خاصی از آن نمی برد.مَثَل اکثر کسانی که قرآن می خوانند، مَثل چنین شخصی است که فیلم بدون صدا را مشاهده می کند.زیرا از درک معانی قرآن بی بهره است. این کتاب شریف را فقط برای کسب ثواب می خواند بدون توجه به مفاهیم آن. این مسائل بدین جهت است که ما هنوز تعریف صحیحی از قرآن نداریم.این کتاب را آنگونه که باید و شاید،نمی شناسیم.اگر از ما بپرسند که قرآن را تعریف کنید و پیرامون چه موضوعی بحث می کند، نمی توانیم جواب دهیم.ممکن است دکترای کامپیوتر هم داشته باشد ولی پاسخی برای این سؤال ندارد.اینها برای فرد مسلمان ، یک نقص بزرگ است که کتاب خودش را نمی شناسد. هنوز در تلاوت صحیح این کتاب ، مشکل داریم . چه برسد توجه به معانی بلند قرآن. قدم اول در راستای حرکت در مسیر قرآن شریف ، قرائت صحیح آن است. پله اول این است که بتوانیم قرآن را بدون غلط بخوانیم.ماه رمضان بهترین فرصت برای آموزش روخوانی و روانخوانی قرآن است.در شأن یک مسلمان نیست که در خواندن فلان ترانه، مهارتش بیشتر از خواندن قرآن است.
مقام معظم رهبری حضرت آیت الله العظمی خامنه ای در این باره می فرمایند: (همه به قرآن عشق می ورزند و احترام می کنند؛اما عده کمی همواره آن را تلاوت و عده کمتری در آن تدبر می کنند.برای رفع این نقیصه که کاری ممکن و روان است،در گام اول باید جوانان و نوجوانان را با متن و ترجمه قرآن آشنا کرد و از شربت گوارا و حیاتبخش قرآن ، به ذائقه آنان چیزی چشانید.)
ماه رمضان بود.برای تبلیغ دین به یکی از روستاهای نزدیک مرند،می رفتم.وقتی بعد از نماز و سخنرانی
به شهر برمی گشتم ، در راه ، موتور سوارانی را می دیدم که به طرف روستا میرفتند.
از راننده پرسیدم این موقع شب ، اینها در روستا برای چه کاری میروند؟
راننده گفت:اینها به قهوه خانه میروند.
گفتم:مگر در شهر قهوه خانه نیست؟
گفت: چرا؛هست.ولی چیزهایی که در این جا پیدا میشه ، توی شهر نیست.
.........................
شما از این قضیه چی می فهمید؟ آیا این یک خطر بزرگ نیست؟ آیا هشدار به مسئولین فرهنگی
نیست؟ چی باعث شده ، اراذل و اوباش از این امنیت ، سوء استفاده کنند؟
علت اینکه تعداد قهوه خانه ها از تعداد مساجد ، بیشتر شده ، چیه؟
در مورد یکی از مطالب ، نظر بیننده ای را خواندم.می خواهم چند دلیل برای مدعایم اقامه کنم.اگر قبول ندارید ، رد کنید.
به چند دلیل ، آقای میر حسین موسوی ،صلاحیت لازم برای پست خطیر ریاست جمهوری را ندارد:
1-همگامی و همراهی دشمنان انقلاب و اسلام ، بخصوص آمریکا با ایشان.
2-مخالفت با آرمانهای انقلاب و امام در عمل.
3-مخالفت با نظرات مقام معظم رهبری.
4-قانونگریزی به تمام معنا.
و.....
اگر نگاهی به جو مذهبی شهرمان در حدود ده یازده سال قبل بیندازیم،یک مطلب را
به خوبی مشاهده می کنیم.ماه محرم که میشد ، دو سه تا دسته عزاداری معروف و
پر جمعیت در سطح شهر به عزاداری می پرداختند و نوعاً در یکی از مساجد مثل
مسجد بازار ، جمع می شدند و همه با هم متحد و یکصدا برای سرور وسالار
شهیدان ، عزاداری می کردند.این وحدت و یکدلی ،آرام آرام در اثر سیاستهای پنهان
و نامرئی، به اختلاف و چند دستگی تبدیل شد.اگر گذرتان به اداره تبلیغات اسلامی
بیفتد و آمار هیئات مذهبی شهرستان را جویا شوید،با عددی بالغ بر 350 هیئت روبرو
می شوید.به نظر شما معنای این رقم چیست؟در بعضی از هیئت ها به تعداد
انگشتان دست، جمعیت مشاهده نمی شود. اکثراً به دنبال کسب شهرت و مطرح
کردن گروه،دسته و هیئت خود هستند. از نشر حقایق و فرهنگ اسلامی ، خبری
نیست. حتی در برخی از آنها تبلیغ علیه دین و مذهب با نام دین می شود.این نیز
عمدتاً از عدم حضور یک روحانی شایسته در این محافل است.البته مخالفت با حضور
روحانیت در این مجالس، یک طرح مرموز و برنامه ای جهت اجرای اهداف شوم
دشمنان قسم خورده اسلام است.و اداره کنندگان این مجالس ، دانسته یا ندانسته
در این مهلکه گرفتار شده اند. واکنون خودشان بهترین عامل نشر فرهنگ غرب
هستند.لذا افرادی که از اینگونه محافل پا به عرصه اجتماع می گذارند،افرادی با
متعصب،متکبر،ضد ولایت،مخالف روحانیت و ... می باشند که هر کدام برای انهدام
چند مرکز فرهنگی و مذهبی ، کافی می باشند .اگر با ورود ویروس آنفولانزای
خوکی مثلاً به شهرستان،چند نفر را در قرنطینه کامل نگه می دارند، آیا وجود چنین
ویروسهای خطرناکی،برای تعطیل کردن چنین محافلی کافی نیست؟

شهر مرند در یک موقعیت استراتژیک فرهنگی-سیاسی قرار دارد.از این جهت که از
طرفی همجوار با کشور ارمنستان است و از سوی دیگر با کشور ترکیه؛که از این
طریق متصل به اروپا میشویم.لذا با توجه به نقطه اشتراک دو محور کلیدی اروپا و
روسیه در شهرستان مرند،وعبور واردات کشورهای مذکور ،از این شهر،منطقه مرند
به یک نقطه تاثیر پذیر فوق العاده حساس ، تبدیل شده است.بطوریکه چشم طمع
مهاجمین فرهنگی را بسوی خود خیره کرده است.لذا این افراد اگر بخواهند در جهت
مطامع دنیوی خود،نتیجه ای بگیرند،این منطقه بهترین گزینه برای اجرای برنامه ها و
سیاستهای آنهاست.فراوانی ترانزیت کالا به کشورهای مجاور و بالعکس،بطور
طبیعی موجبات نفوذ فرهنگ غربی و ضد اسلامی،به پیکرۀ فرهنگ این منطقه را
فراهم کرده است.بطوریکه آثار زیانبار و مهلک آن را در جای جای منطقه ، به وضوح
مشاهده می گردد.آیا تا به حال مسئولین فرهنگی و اطلاعات شهرستان ، این نکته
را مد نظر قرار داده اند؟ آیا برای مبارزه با این وضعیت، برنامه ای ارائه داده اند؟ ظاهراً
نه!
انسجام و هماهنگى يك جامعه، به صورت «امام و امت» متبلور مىشود; چون اگر مقصد و هدفى در ميان وجود نداشته باشد و يا راهى براى نيل به آن مقصود نباشد، هرگز انسجام يك ملت تحقق نمىپذيرد. «امام» يعنى بزرگراهى كه با رهنمودهاى او، هم «راه» روشن مىشود و هم «مقصد» آشكار مىگردد و پيروى از راهنمايىهاى او، گذشته از آنكه در پيمودن راه، نقش بنيادين دارد، در نيل به مقصد نيز سهم بسزايى خواهد داشت و انحراف از خط سياسى او موجب گمراهى و سبب ناكامشدن و به هدفنرسيدن مىگردد.
نكتهاى كه ذكر آن در پايان اين فصل لازم است آنكه، حفظ نام و راه امام راحل(قدس سره) علاوه بر حفظ وحدت و پرهيز از هر گونه تخلف و اختلاف، در سايه ولايت و با تقويت مقام معظم رهبرى، دولت، قوه قضائيه، مجلس شوراى اسلامى و همه ارگانها و نهادهاى ذىربط ممكن مىشود.
مبادا فقط بگوييم حرم امام و نام امام; زيرا اگر امام، همانند حضرت علىبن ابىطالب(عليهالسلام) يا حسينبن على(عليهمالسلام) نيز باشد كه تمام ذرات وجودى ما به عشق آنان مىتپد ولى مردم در صحنه اداره و تدبير نباشند،همين حرم مطهر امام(رض) كه قبلهگاه است و زائران به طور مكرر آن را مىبوسند، ممكن است معاذالله زير چكمه دژخيمان شرق يا غرب قرار بگيرد; چه اينكه اكنون، متاسفانه تربت پاك حسينى و آن درى كه همه عالمان و مراجع در مدت بيش از ده قرن بوسيدند، زير چكمه جلادان عفلقى است و به آن اهانت مىشود و بارگاه حرم على(عليهالسلام) كه ملك در آنجا پرده مىكشد و وجود مباركش فرمود: «ينحدر عني السيل ولا يرقى الي الطير» ; سيلها و چشمههاى علم و فضيلت، از دامن كوهسار وجودم جارى است و مرغان دورپرواز انديشهها، به افكار بلند من راه نمىيابند; چنين بارگاه بزرگى، امروز تحتسلطه كافران عفلقى است.
بنابراين، حتى معصوم بودن امام و رهبر نيز به تنهايى براى حفظ نظام اسلامى كافى نيست، بلكه آنچه جامعه دينى را نگاه مىدارد، «حضور مردم» است و آنچه مردم را در صحنه حاضر نگاه مىدارد، رشد فرهنگى و فكرى مردم مىباشد و آنچه كه به مردم رشد فرهنگى مىدهد، صفا و وفا و اخلاص دولتمردان است و آنچه كه به دولتمردان صفا مىدهد، پيوند ناگسستنى امام و امت و رهبرى و مردم، و پرهيز از هواگرايى و هوسپرستى مىباشد و اين سنت الهى، غيرقابل زوال است كه خداى سبحان مىفرمايد: «ان تنصروا الله ينصركم ويثبت اقدامكم» و نيز فرمود: «وان تعودوا نعد» ; يعنى اگر شما دين خدا را يارى كنيد، خداوند نيز شما را يارى مىكند و قدمهايتان را ثابت و استوار مىسازد و اگر معاذالله از اهداف و آرمانها و دين الهى گرديد، خداوند نيز برمىگردد.
اكنون، به لطف خداوند و حضور سياسى و خلوص و صفاى مردم گرانقدر ايران اسلامى و هماهنگى دولت و ملت، ياد و نام و خط امام راحل(قدسسره) همچنان، از گزند زمين و زمان و زمانه حفظ مىشود و همه اينها، در سايه خلوص و در پرتو اخلاص است. اميد ستخداوند سبحان توفيق تداوم راه آن امام بزرگ(رضوان الله عليه) و تبعيت از خط آن حضرت را نصيب آحاد امت اسلامى بفرمايد.
خداى متعال بزرگ ترين هديه اى كه بعد از نعمت هاى تكوينىِ «وجود»، «سلامت»، «عقل» و ساير موارد طبيعى به انسان ها افاضه فرموده، دو نعمت «ارسال پيامبران و شرايع آسمانى» و «ولايت و رهبرى انبيا(عليهم السلام)» است. دينى كه از جانب خداى متعال براى سعادت بشر در تمام دوران ها نازل شده، اصول، مبانى و قواعد كلى آن در همه اديان الهى مشترك، و مبتنى بر فطرت واحد و تغييرناپذير انسان ها است: فِطْرَتَ اللّهِ الَّتِي فَطَرَ النّاسَ عَلَيْها لا تَبْدِيلَ لِخَلْقِ اللّهِ ذلِكَ الدِّينُ الْقَيِّمُ.(2) از آن جا كه فطرت انسان تغييرپذير نيست، دينى هم كه مبتنى بر فطرت است قابل تغيير و تبديل نخواهد بود؛ دينى استوار كه مبتنى بر فطرتى استوار و تغييرناپذير است. اين دين كه علاوه بر احكام فردى، مشتمل بر احكام اجتماعى فراوانى نيز هست، در مقام اجرا به كسانى احتياج دارد كه اطاعت آنها از طرف خداى متعال تأييد شده باشد. از اين رو خداى متعال علاوه بر اين كه انبيا را براى هدايت و ابلاغِ رسالت مبعوث نمود، در مواردى كه مردم براى تشكيل حكومت آمادگى داشتند، به انبيا مقام حكومت و مديريت جامعه را نيز عطا فرمود و بسيارى از آنها به مقام امامت نيز نايل شدند:
وَ جَعَلْنا مِنْهُمْ أَئِمَّةً يَهْدُونَ بِأَمْرِنا لَمّا صَبَرُوا وَ كانُوا بِآياتِنا يُوقِنُونَ؛(1) و چون شكيبايى كردند و به آيات ما يقين داشتند، برخى از آنان را پيشوايانى قرار داديم كه به فرمان ما [مردم را] هدايت مى كردند.
پيامبر اسلام(صلى الله عليه وآله)نيز عالى ترين مقام مديريت جامعه را از جانب خداوند بر عهده داشت. قرآن كريم در اين باره مى فرمايد:
اَلنَّبىُّ أَوْلى بِالْمُؤْمِنينَ مِنْ أَنْفُسِهِم؛(2) پيامبر به مؤمنان از خودشان سزاوارتر است.
اين مقام به ائمه اطهار(عليهم السلام)نيز منتقل گرديد. پس از ائمه(عليهم السلام)نيز اين مسؤوليت طبق عقايد شيعه، بر عهده فقهاى عظامى است كه صلاحيت اين مقام را داشته، واجد شرايط لازم باشند.
در بيانات اميرالمؤمنين(عليه السلام) در نهج البلاغه و بيانات حضرت فاطمه زهرا(عليها السلام) در آن خطبه تاريخى، به اين نكته اشاره شده كه اگر مردم از مقام واحدى اطاعت نكنند، مبتلا به پراكندگى و اختلاف مى شوند و سعادت دنيا و آخرتشان به خطر مى افتد: فَفَرَضَ... الطّاعَةَ نِظاماً لِلْمِلَّةِ وَ الاِْمامَةَ لِمّاً مِنَ الْفُرْقَة؛(3) امامت و مطاع بودن، ابزارى است كه خداى متعال براى حفظ وحدت جامعه اسلامى تشريع فرموده است.